جوامع همپيشگان چيست؟
سرچشمه: دكتر اتين ونگر و تيم جامعه¬شناس او از اولين پيشروان ايجاد مفهوم جوامع همپيشگان (COPs)، در مطالعه كارآموزي به عنوان يك مدل يادگيري بودند. آنها مجموعه¬اي پيچيده از روابط اجتماعي موجود در كارآموزي را دريافتند كه يادگيري موثر را مقدور مي¬ساخت و آن را جوامع همپيشگان ناميدند. جوامع همپيشگان، پس از انتشار اولين كتاب آنها با نام جوامع همپيشگان – يادگيري، مفهوم، و هويت، كه در سال ۱۹۹۸ منتشر شد، به يكي از نقاط تمركز در مديريت دانش تبديل شد. پس از آن، جوامع همپيشگان نقش بسيار مهمي را در زمينه مديريت دانش، بويژه براي توزيع دانش عمومي در بين بخش-ها/واحدهاي رسمي و استفاده به عنوان يك ابزار فروشكستن موانع جريان دانش در كل سازمان، بازي كرده است.
تعريف
جوامع همپيشگان گروهي از افراد است كه نگراني يا احساس را، در مورد موضوعي كه انجام مي-دهند، به اشتراك مي¬گزارند، و با تعامل منظم يادمي¬گيرند كه چگونه آن را بهتر انجام بدهند. جوامع همپيشگان در زمينه مديريت دانش – بطور عمدي يا غير عمدي– براي منتشر ساختن و خلق مهارت¬هاي عمومي، دانش، و تخصص در ميان كاركنان، شكل گرفته است.
ويژگي ها
جوامع همپيشگان مي¬تواند در يك بخش و يا واحد سازمان، در عرض تمامي واحدهاي سازمان، يا فراتر از مرزهاي سازمان¬هاي متعدد، وجود داشته باشد. جوامع همپيشگان معمولاً براي به اشتراك گذاشتن و توسعه مهارت¬هاي عمومي، دانش، و تخصص¬ها مورد استفاده قرار مي¬گيرد، مانند مهندسيني كه بر روي مسائل مشابهي كار مي¬كنند، شبكه¬اي از جراحان كه بر روي روش بديعي تحقيق ميكنند، و يا گردهم آوردن كساني كه براي اولين بار مدير شده¬اند به منظور كمك به يكديگر. همچنين جوامع همپيشگاني نيز وجود دارند كه بر نوآوري و خلق دانش جديد متمركز هستند. ابعاد جوامع همپيشگان از ۲-۳ نفر تا هزاران نفر تغيير ميكند، و تخصص اعضاء ميتواند همسان يا گوناگون باشد. به عنوان مثال، يك جامعه همپيشگان براي حل موثر/كارآمد مسئله در حوزه يك فناوري مشخص بايد شامل مهندسين حوزه مشابه باشند، در صورتي كه يك جامعه همپيشگان براي حل مسائل كيفيت يك محصول مشخص بايد شامل اعضايي از حوزه¬هاي گوناگون، مانند توسعه¬دهندگان، بازاريابان، و كاركنان واحد نگهداري و تعميرات باشد.
رعايت سه عنصر زير هنگام طراحي يك جامعه همپيشگان بسيار ضروري است.
• دامنه
جامعه همپيشگان صرفاً يك باشگاه از دوستان يا يك شبكه ارتباطات ميان افراد نيست. اين جامعه هويتي دارد كه با يك دامنه تمايلات مشترك تعريف مي¬شود. لذا، اعضاء با دامنه مزبور و شايستگي¬اي كه آنها را از ساير افراد متمايز مي¬سازد، موافقت مي¬نمايند. دامنه الزاماً چيزي به رسميت شناخته شده مانند “تخصص” در بيرون جامعه نيست. آنها براي شايستگي جمعي ارزش قائل هستند و از يكديگر يادمي¬گيرند، هر چند ممكن است معدودي از افراد بيرون گروه شايستگي¬هاي آنها را درك نمايند و از آن قدرداني نمايند.
• جامعه
اعضاء، در جستجوي تمايلاتشان در دامنه مورد نظر، درگير پيوستن به فعاليت¬ها و مباحثات، كمك به يكديگر، و به اشتراك¬گزاري اطلاعات مي¬شوند. الگويي كه چنين فعاليت¬هايي را مقدور بسازد، براي جامعه همپيشگان حياتي است. اين اتكاء به ارتباطات مبتني بر اعتماد متقابل اعضاء است كه تعاملات دائمي براي به اشتراك¬گزاري و توسعه دانش عمومي را تشويق مي¬كند.
• پيشه
جوامع همپيشگان صرفاً جوامع افراد علاقمند به موضوعاتي مانند فيلم، موسيقي و امثالهم نيستند. اعضاي يك جامعه همپيشگان افرادي داراي شغل هستند. آنها ارائه منابع مشتركي مانند تجارب، داستان¬ها، ابزارها، روش¬هاي پرداختن به مسائل مبتلابه، و در يك كلام تجارب مشترك را توسعه مي¬دهند. اين امر نيازمند زمان و تعاملات پايدار است.تركيب اين سه عنصر جوامع همپيشگان را تشكيل مي¬دهد، و با توسعه دادن اين سه عنصر، به موازات هم، چنين جوامعي به بار مي¬نشينند. جوامع همپيشگان مي¬توانند، بسته به ملاحظات جغرافيايي اعضاء، مبتني بر فناوري اطلاعات باشند يا نباشند.
چرا از جوامع همپيشگان براي شركت هاي كوچك و متوسط استفاده ميشود؟
دلايل بسياري براي بكارگيري جوامع همپيشگان در شركت¬هاي كوچك و متوسط وجود دارد، ولي شايد ساده¬ترين و قوي¬تري دليل به اشتراك¬گزاري و توسعه موثر مهارت¬ها و دانش در ميان كاركنان بدون سرمايه¬گزاري عظيم (اگر جوامع همپيشگان خوب طراحي شده باشند) باشد. بزرگترين منفعت جامعه همپيشگان داخلي موثر اين است كه جريان دانش را در تمام عرض جامعه، كه اغلب از بخش¬هاي متفاوت سازمان جمع¬آمده¬اند، تشويق و تسهيل مي¬نمايد. اين بدان معني است كه جوامع همپيشگان اشتراك دانش را باز نموده و سيلوهاي دانش را، كه اغلب در سازمان¬هاي سلسله مراتبي پديد ميآيند، فروميريزد.
نقش و اهمیت جوامع همپيشگان در توسعه مهارتهای کارکنان شرکتهای کوچک و متوسط
معمولاً جوامع همپيشگان نيازمند سرمايه¬گزاري فوق¬العاده نيستند: شما مي¬توانيد به محض اينكه دامنه¬اي مشخص را تعيين كرديد و افراد مشتاقي را در آن دامنه يافتيد، يك جامعه همپيشگان تشكيل بدهيد. مهمترين جذبه براي شركت هاي كوچك و متوسط اين است كه معمولاً نمي¬توانند از پس هزينه-هاي برنامه¬هاي توسعه مهارت¬هاي كاركنان بربيايند. بسياري از شركت¬ها جوامع همپيشگاني دارند كه در آنها شركت¬كنندگان را به كمك كردن به يكديگر تشويق مي كنند. براي نمونه، يكي از اعضاء مسئله خود را مطرح مي¬كند و سپس عضوي ديگر توصيه¬اي مي¬كند يا تجربه خود را بيان مينمايد. همچنين ، جوامع ديگري نيز هستند كه فقط فرصتي براي تبادل بهترين تجارب در يك موضوع مشترك را فراهم ميكنند.
تاثیر جوامع همپيشگان بر ارتقاء اعتماد، رضایت و نوآوری در شرکتهای کوچک و متوسط
علاوه بر اين، پرورش روابط مبتني بر اعتماد ميان كاركنان از طريق جوامع همپيشگان موجب ارتقاء رضايت كاركنان و نهايتاً حفظ نيروي كار با ارزش مي¬شود، كه خود از مسائل كليدي شركت¬هاي كوچك و متوسط محسوب مي¬گردد. شما حتي مي¬توانيد جوامع همپيشگان را براي به اشتراك گزاري مهارتهاي عمومي و دانش در تمامي عرض شركت خود تشكيل بدهيد: در ميان بخش هاي مختلف براي خلق خوشه هاي دانش. در برخي از مواقع نيز جوامع همپيشگان براي شتاب دادن به نوآوري تشكيل مي-شوند. در چنين مواردي، كاركنان با پس زمينه هاي مختلف گرد هم مي آيند تا ايده هاي مشخص خود را به بحث و آزمون بگذارند.
نحوه پرورش جوامع همپيشگان
از آنجا كه جوامع همپيشگان در اصل گرد هم آوردن افراد است، توانمندي شركت¬كنندگان در جوامع همپيشگان از اهميت زيادي برخوردار است. با اين حال، نمي¬توانيم افراد را مجبور كنيم كه فعالانه شركت كنند يا با هوشمندي جوامع فعال را طراحي كنند. به عنوان يك موضوع عملياتي، بزرگ¬ترين دليل شكست جوامع همپيشگان ضعف توانايي جذب و حفظ اعضايي است كه بطور فعال درگير شوند. در مقابل، بسياري از جوامع همپيشگان موفق زمينه فعاليت¬ها را از طريق طراحي هوشمندانه و قابل انعطاف پرورش داده¬اند، هرچند جوامع همپيشگان خودشان طبيعي و خودجوش هستند. قدم¬هاي زير اصول پايه طراحي و پايدارسازي جوامع همپيشگان فعال را نشان مي¬دهند.
۱ – فرصتها را پيرامون نيازهاي مبرم جستجو كنيد.
جوامع همپيشگان معمولاً هنگامي خوب كار مي¬كنند كه نياز مبرمي براي به اشتراك گذاشتن علايق/خواسته¬ها/مهارت¬ها/دانش وجود داشته باشد: براي مثال، تخصص¬هاي فني مشترك در ميان مهندسين نگهداري و تعميرات يا تجارب موفقيت/شكست طراحي يك ماشين عمومي در ميان طراحان. شما بايد چنين فرصت¬هاي كليدي را بيابيد تا بتوانيد افراد را به هم مرتبط كرده و دانشي را كه مي¬تواند موجب يك تمايز گردد، به اشتراك بگذاريد. به عبارت ديگر، اين پيش¬تنظيم دامنه جامعه همپيشگان است كه افراد را توسط نيازها و تمايلات مشترك جذب مي¬كند.
۲ – افراد مشتاق را دعوت و افكار آنها را جذب كنيد.
براي طراحي يك جامعه همپيشگان خوب، شما به افرادي كليدي نياز داريد (۲ تا ۳ نفر براي شروع خوب است)، كه نقش مباشر را در جامعه همپيشگان بازي خواهند كرد. ايشان معمولاً، در زمينه¬اي كه نقطه تمركز جامعه همپيشگان است، بسيار پراشتياق (و غالباً پردانش) هستند. سپس شما طراحي جامعه همپيشگان را، توجه به نكات زير، با ايشان به بحث ميگزاريد.
-
- مضمون استراتژيك جامعه همپيشگان چيست؟
- دانش كليدي¬اي كه بايد به اشتراك گذاشته شود چيست؟
- شركت كنندگان بالقوه¬اي، كه بتوانند از جامعه همپيشگان منتفع شوند در آن مشاركت كنند، چه كساني هستند؟
- فعاليت¬هاي كليدي كه توان جامعه همپيشگان را پايدار مي¬سازد كدامند؟
- اعضاي جامعه در چه جايي (فيزيكي يا مجازي) مي¬توانند تعامل برقرار نمايند؟
- ارزش¬هاي كليدي براي سازمان و شركت¬كنندگان چيستند؟
اين سئوالات كليدي با سه عنصر جوامع همپيشگان (دامنه، جامعه، و پيشه) ارتباطي تنگاتنگ دارند.
۳ –جامعه همپيشگان را با فعاليت اجتماعي افتتاح كنيد
توسعه دادن هر جامعه همپيشگان همواره با روابط اجتماعي افراد شروع مي¬شود. اگر شما ميان شركت¬كنندگان اعتماد ايجاد نكنيد، جامعه همپيشگان كار نمي¬كند، حتي اگر علل مستحكمي براي به اشتراك گذاشتن دانش عمومي وجود داشته باشد. يك راه ساده استفاده از شبكه¬هاي اجتماعي موجود است، كه هسته مركزي جامعه همپيشگان را تشكيل داده و از طريق ملاقات¬هاي رو در رو گسترش داده مي¬شود.
۴ – از طريق فعاليتها و به اشتراك گذاشتن داستان¬ها نتايج را خلق كنيد
شما پس از افتتاح جامعه همپيشگان به فعاليت¬هاي كليدي¬اي نياز داريد، كه نتايج را بوجود مي-آورند و توان جامعه را پايدار مي¬سازند. اين فعاليت¬ها متنوع هستند: چنين فعاليتي مي¬تواند تدوين كردن دانش ضمني كليدي به اشتراك گذاشته شده در ميان كاركنان كارآزموده، يا به اشتراك گذاشتن تجارب خوب از طريق جلسات داستان¬گويي باشد. نكته مهم اين است كه شما نياز داريد نتيجه هر چند كوچكي را از جامعه همپيشگان بدست بياوريد، تا بتوانيد ارزش آن را به اثبات برسانيد. پس از آن، مي-توانيد با بيان داستان موفقيت حاصله به گسترش دادن فعاليت¬ها و جذب افراد بيشتر بپردازيد.
توانمندسازهاي كليدي
توانمندسازهاي كليدي جوامع همپيشگان به سه عنصر اين جوامع (دامنه، جامعه، و پيشه) بستگي دارد. براي نمونه، اگر يكي از فعاليت¬هاي كليدي به اشتراك گذاشتن موفقيت/شكست در تجربه واقعي در ميان مهندسين چند شركت كوچك و متوسط باشد، شايد مباشرين مشتاق و فضاي فيزيكي براي گرد هم آوردن افراد بسيار مهم باشند. اگر بخواهيد فعاليت¬هاي روزانه را در ميان مديران فروش در بخش¬هاي مختلف به اشتراك بگزاريد، ممكن است به فضاي كار مشاركتي مجازي نياز داشته باشيد. موارد زير بخشي از توانمندسازهاي برجسته براي جوامع همپيشهگان هستند:
* مباشرين: افراد كليدي، كه به حوزه مورد نظر اشتياق دارند و مي¬خواهند از جامعه همپيشگان مواظبت كنند، مهمترين اجزاي هر جامعه همپيشگان هستند.
* مشوق ها: بطور كلي، شما به مشوق¬هاي مصنوعي مانند پول يا ارتقاء پست نياز نداريد. در مقابل، مشوق¬هاي خودجوش براي شركت مستمر به منظور پايدار نمودن جوامع همپيشگان فعالي بطور اساسي مورد نياز هستند. پاسخ¬گويي به مسائلي كه شركت¬كنندگان با آنها مواجه هستند، افزايش فرصت¬ها، يا سرگرمي¬هاي فكري صرف مهم خواهند بود.
* فضاهاي فيزيكي مجازي: از آنجا كه جوامع همپيشگان اجتماعي هستند، به فضايي نياز دارند كه اعضا بتوانند در آنجا تعامل داشته باشند. اين به آن معني نيست كه جوامع همپيشگان به اطاق¬هاي اختصاصي نياز دارند. اين فضا در صورت برطرف شدن نيازهاي شركت كنندگان، حتي مي¬تواند يك فضاي مجازي باشد. جنبه مهم اين است كه مركز جوامع همپيشگان روابط انساني مبتني بر اعتماد مي¬باشد، و جوامع همپيشگان نيازمند فضايي هستند كه بتوانند اين روابط را در آنجا پرورش دهند.
* فناوري اطلاعات: علي¬رغم اينكه فناوري اطلاعات بستري كليدي براي به اشتراك گذاشتن دانش است و براي بسياري از جوامع همپيشگان كليدي محسوب مي¬شود، برخي از جوامع همپيشگان هيچ نيازي به فناوري اطلاعات ندارند. اين امر به سه عنصر جوامع همپيشگان (دامنه، جامعه، و پيشه) بستگي دارد.
* پشتيباني مديريت: اگر جامعه همپيشگان از اهداف استراتژيك محكمي براي يك سازمان برخوردار باشد، پشتيباني مديريت يك توانمندساز مهم محسوب خواهد شد. اين پشتيباني، نه تنها اهميت فعاليت¬هاي جامعه همپيشگان را به شركت كنندگان نشان مي¬دهد، بلكه منابع كافي را نيز تامين مي¬نمايد. اگر يك جامعه هم پيشگان طبيعتي خودجوش داشته باشد، گاهي اوقات پشتيباني قوي مديريت، با القاي احساس تحت كنترل بودن، حتي موجب صدمه ديدن انگيزه اعضاء خواهد شد. در چنين موردي، بهترين پشتيباني از سوي مديريت “عضويت مخفي” خواهد بود كه فعاليت¬هاي جامعه همپيشگان را مي¬پذيرد.
فيلم
در آدرس زير فيلم كوتاهي از اتحاديه ملي آموزش¬دهندگان كشاورزي وجود دارد، كه مفهوم جامعه همپيشگان براي اين اتحاديه را توضيح مي¬دهد. اصولي كه در اين فيلم تشريح مي¬شود در هر جامعه همپيشگاني قابل اجرا است:
www.youtube.com/watch?v=be_k4BH2EvU&feature=player_embedded
ارتباط
• Etienne Wenger’s website on COPs at www.ewenger.com/theory/
• CPSquare (the COP on COPs) at http://cpsquare.org/
مراجع
• Wenger, E. Communities of practice: Learning, meaning, and identity.
• www.amazon.com/dp/0521663636/
• Wenger, E., R. McDermott, and W. M. Snyder. Cultivating communities of practice.
• www.amazon.com/dp/1578513308/